کته تلخ katehtalkh

وبلاگی برای شناخت هر چه بهتر روستای کته تلخ ( شهرستان کدکن - خراسان رضوی )

کته تلخ katehtalkh

وبلاگی برای شناخت هر چه بهتر روستای کته تلخ ( شهرستان کدکن - خراسان رضوی )

لهجه ، گویش و اصطلاحات محلی کته تلخ ( سری هفتم )

وَل وَل = آتش زیاد و مداوم


پِیوُلَد = بردن گله به چراگاه های و مراتع مناطق دیگر که اغلب با کامیون های مخصوص انجام میگرفت .


چِلپَسَه یا کِلپَسَه = مارمولک


بِیدَق = سریع و چارپا رفتن الاغ


شَوَندِش = شب اندیش ، دچار بی خوابی شدن


بی عار = تنبل و بی غیرت


بُم = بام


تُنُک = پراکنده ، با فاصله


پُرسه = تعزیت ، تسلیت دادن


پِشکِل = فضله گوسفند


تَپّی گو = فضله گاو


سَر خاکا = قبرستان


پِلَخمُن = فلاخون ، سلاحی برای پرتاب سنگ جهت دور کردن پرندگاه از مزارع و باغ ها


پُشبَکو = وسیله ای در قالی بافی برای ضربه زدن روی رج های تازه بافته شده جهت متراکم کردن فاصله بین رج ها


بَری = پشته ای از خار و خاشاک یا غلات درو شده که با طناب به روشی منحصر به فرد برای حمل با الاغ ساخته میشود .


هُرود = سرریز آب از محلی که انباشته شده


دوشنَه = دیشب


گَوش = نوشتخوار کردن حیوانات


جوجه لیسک = پرنده تازه از تخم درآمده که هنوز بدنش بدون پَر است


جوجه پرّی = جوجه پرنده که تازه پرواز میکند ولی مسافت زیادی نمیتواند پرواز کند


قِلبِر = نوعی الک با سوراخ های درشت که مخصوص جدا کردن دانه های گندم و جو از دیگر قسمت های آن است .


چَک زدن = عمل جداسازی دانه های گندم و جو از کاه با استفاده از وزش باد . بدین صورت که مخلوط دانه و کاه را به وسیله ای مانند چهارشاخ ولی با تیغه ای چوبی ، به هوا پرتاب کرده که با وزش باد کاه که سبک است از دانه جدا می شود


بردو = وسیله ای که به گاو یا الاغ بسته میشد و روی خرمن آنقدر غلتانده میشد تا محصول کاملا له و دانه از کاه جدا شود .


تَنگ = کمربندی چرمی برای بستن کِتَل ( زین ) بر روی الاغ


دِ رِ ز = پاشیدن مایعات به اطراف


سرپَفتَل = برگهای قسمت پایین چغندر که جهت رشد سریعتر چغندر از آن جدا شده و جهت خوراک احشام استفاده میشود .


پُرتُ = رها کردن و پرتاب کردن چیزی روی زمین